حمایت از کالای ایرانی هم ریشه عقلایی دارد هم مبنای قرآنی، هم پشتوانه و تجربه تاریخی

به گزارش خبرگزاری فارس، قاسم جعفری عضو شورای مرکزی کانون دانشگاهیان ایران اسلامی به مناسبت روز جمهوری اسلامی یادداشتی با عنوان «جمهوری اسلامی واقعی» منتشر کرد که در آن آمده است: محی الدین ابن عربی صاحب کتاب “الفتوحات المکیه” نامه‌ای دارد خطاب به فخرالدین رازی که چند نکته آن جالب توجه است. او می‌گوید: با آن که سالها در علوم عقلی و نقلی غور کرده‌ای و آثار ارزشمندی نیز تالیف نموده‌ای خبر دار شدم روزی در جمع شاگردان و همراهان شدیدا گریسته‌ای و به تحیر و پرسش آنان از این حال پیش آمده پاسخ داده‌ای که پس از سالها جزم و اعتقاد در فلان موضوع، امروز روشن شد که حقیقت چیز دیگری است؛ هراس و اضطرابم بر آن است که از کجا معلوم سالها بعد بفهمم اعتقاد امروزینم نیز غلط بوده است! 

ابن عربی می‌افزاید “علم بالله” که غیر از علم به وجود الله است، کمک می کند تا به جای ورطه در علومی چون طب و هندسه که در جزئی از حیات تو را مفیدند از طریق کشف و شهود به سرچشمه هستی متصل گردی و به دانش و معرفتی مسلح شوی که تو را در همه ابعاد از زمره “ورثة الانبیاء” می سازد و در همه مراحل دنیا و آخرت با تو خواهد بود.

ابن عربی برای رسیدن به چنین جایگاهی می‌گوید: انسانی که به مرتبه عقل و اندیشه بار یافته است هرگز آرام نمی گیرد و در پی راحتی و رفاه نیست. چون واقف است که قرآن فرمود: (وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَمِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ۚ ..) المائدة ۶۶٫ اگر تورات و انجیل و آن چه بر آنان نازل شده (قرآن) را اقامه کنند از آسمان و زمین بر ایشان نعمت (مادی و معنوی) می رسد.

گر چه نگارنده نه چنین شآنی دارد و نه بر آن است که مشرب و نحله عرفانی ابن عربی را به قضاوت بنشیند اما اجمالا می دانیم که بنیان گذار راحل جمهوری اسلامی علاقه خاصی به او داشت و از او با عظمت یاد می کرد. گر چه در جایی می فرماید هیچ چیز، حتی کلام و کلمات عرفا با همه محاسن هرگز حلاوت و دل نشینی قرآن را ندارد اما جان کلام این جاست که ابن عربی هم به تاسی از قرآن اقامه آن چه خدا وحی کرده است را راه نجات می داند.

با این حساب وقتی امام رحمت الله علیه می‌فرمود: “جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم” یعنی قیام لله “(قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَةٍ ۖ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ..) سبأ ۴۶ و لازمه قیام لله اقامه” ما انزل الله ” است. از سویی اقامه “ما انزل الله” بدون ایجاد نظامی قوی فعال و متوازن امکان ندارد. ایجاد نظام در سایه عزم و همراهی همگانی ممکن است. حرکت همراهانه در سایه امامت و رهبری میسر است. از سویی هرگونه فاصله (تقدما و تاخرا) بین امام و امت موجب اختلال در حرکت به سوی هدف می‌شود. نقش امام جامعه در ایجاد و حفظ این حرکت همدلانه شرط اساسی است بنابراین امام باید شرایطی کافی از علم و تدبیر و تجربه و ظرفیت و شرح صدر را در جهت اداره جامعه دارا باشد.

از سویی  به لحاظ محتوایی قسط و عدل، نقطه ثقل “ما انزل الله ” است که به تصریح قرآن، فلسفه ارسال رسل و انزال کتب نیز می‌باشد پس بدون عنایت به عدالت که به تعبیری مدار و خامه اصلی احکام الهی است همه سعی و تلاش ها محکوم به شکست است. 

زمانی می‌توانیم ادعای اقامه “ما انزل الله ” داشته باشیم که بستر لازم برای تامین سعادت دنیا و آخرت و عیش مقبول دنیایی مردم را فراهم آورده باشیم چون بدون تحقق این مطلب امکان تبدیل دنیا در عرصه فردی و اجتماعی به مزرعه آخرت میسر نیست. 

نباید فراموش کرد که چنانچه بستر تامین معاش شرافتمندانه جامعه ایمانی درون‌زا نباشد هر آن، ممکن است مورد تهدید و اختلال قرار گیرد؛ پس توجه به امور زیربنایی، تغذیه، امنیت، بهداشت و درمان و سایر نیازهای ضروری با اتکای به منابع انسانی و مادی زیر و روزمینی و برنامه ریزی مناسب با نگاه کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت یک ضرورت است. 

بنابراین اگر حرف “حمایت از کالای ایرانی” می شود هم ریشه عقلایی دارد هم مبنای قرآنی، هم پشتوانه و تجربه تاریخی. خصوصا که حوادث زنده معاصر  و این که کشورها و ملت های وابسته به چه فلاکتی افتاده اند و چاره ای جز پیروی از قدرت مندان زورگو ندارند نیز تایید کننده این حقیقت است.

یک نمونه آن بلاد نجد و حجاز است که در تبانی آل سعود با انگلیسی ها و با همراهی علمای دنیا زده وهابی کشور سعودی نام گرفته است. کشوری که ده میلیون بشکه نفت صادر می کند و از قبل حج و عمره سرمایه های سرشاری دارد به اعلام مراکز معتبر بین المللی در شاخص فلاکت جزء ده کشور بدتر دنیا شده است.بنا به گزارشی حدود ۷۰۰ ملیارد دلار ذخیره ارزی چند ده ساله خود را در سه سال تجاوز ناجوانمردانه به یمن از دست داده است. و تبدیل به مایه عبرت شده است. 

اما اینک در سالگرد همه پرسی و رای قاطع ملت ایران به جمهوری اسلامی و با این حساب که این انقلاب بر پایه دین اسلام و مبتنی بر معارف و سیره اهل بیت رسول خدا  علیهم صلوات الله شکل گرفته است که استقلال و شعار “نه شرقی، نه غربی” اصل محکم غیر قابل تغییر آن است، باید مجدانه، حق نگرانه و منصفانه بررسی کنیم چه شده است که به اهداف واقعی انقلاب اسلامی نرسیده‌ایم؟ ضمن اعتراف به دست آوردهای بلند نظام و انقلاب، باید قبول کنیم که یا مفهوم معنای جمهوری اسلامی را درست نفهمیده ایم یا بنا به دلایل متعدد درونی و برونی در عمل دچار ضعف شده‌ایم.

عوامل درونی مثل روی کار آمدن انسانهای غیر معتقد یا ضعیف و ناتوان و غیر متخصص، بی انگیزه و یا قرار گرفتن نااهلان و نامحرمان بر مصدر امور و .. و عوامل بیرونی توطئه ها و بدخواهی دشمنان خارجی و سلطه گران بین المللی در زمینه های اقتصادی فرهنگی سیاسی امنیتی و.. شاید هم در هر دو بعد (فهم و عمل) به طور نسبی دچار مشکل شده‌ایم.

به عبارتی ضعف فهم یا عمل ما باعث شده است تا به جمهوری اسلامی کلمه یا کلماتی بیفزاییم یا از آن بکاهیم. سر آن که امام می‌فرمود: “جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد” در همین مساله نهفته است چون کم و زیاد کردن آن یعنی خروج از صراط مستقیم و به نوعی ایجاد بدعت. اتفاق علمای فن در تعریف بدعت هم می‌گویند؛ افزودن چیزی که جزء دین نیست به آن و یا حذف آن چه جزء دین است از آن.  

اینک در آستانه چهل سالگی انقلاب باید هم اهداف والای آن را به دقت مرور کنیم؛ همان اهدافی که در سخنان امام و شعارهای مردم تجلی داشت. از سویی از باب انصاف و شکر دستاوردهای بزرگ اقتصادی، آموزشی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی، داخلی و بین المللی آن را احصا و تقدیر کنیم و مهم تر آن که آسیب های خرد و کلانش را در همه ابعاد کشف و فهرست کنیم و در صدد جبران و معالجه بر آییم تا واقعیت “جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد” به گام های تحقق خود نزدیکتر شود. 

اولین و اساسی ترین نکته احساس مسوولیت همگانی، اعم از مسئولان تا شهروندان است. مسئولیت پذیری را از کودکی باید به فرزندان این مملکت یاد داد. ظریفی می‌گفت: چرا درس کلاس اول ژاپنی‌ها با دویدن، انگلیسی ها با “کتاب” و ما ایرانی‌ها با “بابا آب و نان داد” شروع می‌شود؟! سبک زندگی ما چرا به رغم همه تلاش ها و تبیین های نظری و اقدام های عملی بر مدار صحیح نمی‌چرخد؟ چرا به داشته های داخلی افتخار و اکتفا نمی‌کنیم. چرا با رغبت عمومی توان داخلی را از مرحله ایده تا عمل شکوفا نمی کنیم؟ و..

چرا از حوادث و جریانات مختلف که در این ۴۰ سال بر این ملت و انقلاب گذشت مثل توطئه گروهک ها، جنگ تحمیلی، شبیخون فرهنگی ، جنگ نرم ، تحریم اقتصادی و تجربه تلخ برجام عبرت نمی گیریم؟ چرا برخی از تصمیم سازان و تصمیم گیران ما به جای نگاه به داخل و اتکای به باور طلایی “ما می توانیم” چشم به بیرون آن هم بدخواه ترین ها و معاندترین ها نسبت به این ملت دوخته اند؟ نکته آخر آن که نیاز مبرم ما آن است که  باید مبانی انقلاب  اسلامی و نظام برآمده از آن را بازخوانی کنیم و بر مدار آن به نسخه‌های حکیمانه رهبری که نتیجه اندیشه سلیم و مشورت گیری از صاحب نظران توانمند و دلسوز است از جمله ” اقتصاد مقاومتی ” عمل نماییم.

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *